
معبد آناهیتا

طاق بستان

کتیبه بیستون
فرزندان ایران
باید که فریاد کشید
ما که هستیم؟
فرزندان کاوه آهنگر
باید که برداشت درفش کاویانی را
ما فرزندان بابکیم - فرزندان کوروش
ما که هستیم؟
فرزندان رستم و سیاوش
باید گذر کرد از ین دهشتناک هفت خوان
باید گذر کرد ازآتش خشم این دیو سیه روی
باید علم کرد درفش کاویانی را دگر بار
بر تارک این سرزمین گهر بار
ما که هستیم ؟
فرزندان سهند و سبلان
و کوه سرفراز دماوند
ما که هستیم؟ فرزندان ایران

حضرت آیتا... خامنهای در باره فریبکری قدرتهای استعمارگر اینگونه میفرماید:
دشمنان اسلام هر وقت دیدند که در جوامع اسلامی با اسلام نمیتوانند بجنگند با محتوا و حقیقت اسلام به نام اسلام جنگیدند و سعی کردند افکار التقاطی و دروغین خود را مطرح کنند.
یکی از راههای تأثیرگذاری بر مخاطبان دادن اطلاعات دروغین و جهتدار یا تصویر و وارونه از وقایع است که اغلب با ارائه و نمایش قسمتهایی از واقعیت یا برگزیدهای از آنها این امر تحقق مییابد
متخصصان عملیات روانی با وارونه جلوه دادن واقعیتها نزد مخاطبان اطلاعات غیرواقعی، مخدوش و غلط را میان آنان ترویج و تصویر نادرست از واقعیتها در اذهن مخاطبان ایجاد میکنند البته باید توجه داشت که این اطلاعات دروغین و فریب کارانه میبایستی از طرفی قانع کننده و مدلل باشد و از سوی دیگر به گونهای در پوشش اختفاء ارائه شود که مخاطبان به دشواری قادر به بازشناسی حقایق گردند.
به عنوان نمونه: آمریکا با فریب افکار عمومی و تلقین این شائبه که عراق مسلح و مجهز به سلاحهای کشتار جمعی و میکروبی میباشد توانست برای حمله به عراق مجوزی مجازی و خلاف واقع برای خود ترتیب دهد و عملا از این اصل مهم به نفع خود بهره برد در طول تاریخ سردمداران و حاکمان به وفور از این حربه استفاده کردهاند.
ریگی از کفش نظام خارج شد ؛
به امید برچیده شدن صخره های سر راه !!

شهادت امام حسن عسگری (ع) را به همه رهروان آن امام
بزرگوار تسلیت عرض می نمایم.
امروز استفاده از قدرت نرم برای تأمین منافع ملی و تمامیت ارضی کشور ، ضرورت است و مراقبت از کشور در برابر تهدید نرم حیاتی است .
استفاده از قدرت نرم علیه تمامیت ارضی، استقلال و هویت ملی کشور تنها در شرایط ضعف نظام اتفاق نمی افتد بلکه در «پیروزی های خیره کننده» دیده می شود. از این رو رهبرمعظم انقلاب اسلامی برای خنثی کردن تهدیدهای دشمن، دانشجویان، اساتید دانشگاهها و هنرمندان را به میدان فراخوانده اند.
در جنگ نرم، دشمن از ادبیات خاص یعنی " تاریک نشان دادن آینده " استفاده می کند و با ایجاد شک و تردید در اصول و دستاوردها تلاش می کند تا مردم را دچار ترس و اضطراب کند و نیروهای اصلی را خسته نماید.
رهبر معظم انقلاب اسلامی ، برای خنثی شدن این ترفند به اساتید دانشگاهها فرمودند : " لازم نیست شما از افراد نام ببرید ولی لازم است که به دانشجویان امید بدهید تا دستاوردهای بزرگ کشورشان را کوچک نبینند ."
در جنگ نرم، از «احساسات» و «مظلوم گرایی» به عنوان چاشنی اقدامات خطرناک استفاده می شود . در این میدان آن دسته از نیروهای جوان که به دلیل برخورداری از هوشیاری سیاسی دست فتنه گران را می خوانند، وظیفه ای مهم بر عهده دارند. رهبر معظم انقلاب با تأکید بر رسالت دانشجویان با عنوان " افسران جوان" و اساتید دانشگاه با عنوان " فرماندهان خودی جبهه نرم " مسئولیت آنان را یادآور شدند.
جنگ نرم، صحنه رویارویی دروغ های بزرگ با واقعیت های تردیدناپذیر است . در این جنگ نرم، کافی است که هواداران جبهه حق بیدار باشند و بیکار ننشینند چرا که زبان حق همیشه مؤثرتر از زبان باطل است .

ویژگی های جنگ نرم جنگ نرم به دلیل پیچیدگی و اتکا به قدرت نرم از ویژگی های بسیار زیاد و متنوع برخوردار است که مهمترین آنها عبارتند از:
1- جنگ نرم در پی تغییر قالب های ماهوی جامعه و ساختار سیاسی است.
در این جنگ، اعتقادات، باورها و ارزش های اساسی یک جامعه مورد هجوم برای تغییر قرار می گیرد. با تغییر باورهای اساسی جامعه، قالب های تفکر و اندیشه دگرگون شده و مدل های رفتاری جدیدی شکل می گیرد. مدل های رفتاری جدید به گونه ای است که به جای رفتارهای حمایتی از ساختار سیاسی، رفتارهای چالشی جایگزین شده و این رفتارها به سمت ساختارشکنی جهت می یابد.
2- آرام، تدریجی و زیرسطحی است.
جنگ نرم دفعی، شتابان و پرتحرک در یک مقطع نیست. این جنگ به صورت آرام شروع شده و به صورت تدریجی به سمت جلو حرکت می کند. آرام و تدریجی بودن این جنگ به گونه ای است که بسیاری آن را تشخیص نمی دهند. جنگ نرم زیرسطحی، غیر آشکار و به همین دلیل نامحسوس است.
3- جنگ نرم نمادساز است.
نمادسازی با بهره گیری از نمادهای تاریخی و گذشته برای ارائه و نمایش تصویری مطلوب از خود یک ویژگی برجسته از جنگ نرم است. در این جنگ تلاش می شود تصویری شکست خورده، ناامید و مأیوس از حریف ارائه شود و در مقابل مهاجم با نمادسازی و تصویرسازی خود را پیروز و موفق نشان می دهد. در این ویژگی عملیات روانی در حد اعلی خود انجام می شود.
4- پایدار و بادوام است.
نتایج جنگ نرم در صورت موفق بودن، پایدار و بادوام خواهد بود. هدف اصلی در جنگ نرم تغییر باورها و اعتقادات است. چنانچه این تغییر حاصل گردد، به راحتی تغییر مجدد و بازگشت به حالت اولیه میسر نمی باشد. در جنگ گرم و نظامی، یک سرزمین تصرف شده را ظرف چند ساعت، می توان باز پس گرفت. اما در جنگ نرم، اگر دشمنان موفق به تصرف افکار و دل های جامعه هدف گردند، به راحتی نمی توان آن را باز پس گرفت و تغییر مجدد زمان بر می باشد.
5- جنگ نرم پرتحرک و جاذبه دار است.
جنگ نرم که به صورت تدریجی و آرام شروع می شود، در نقطه ای به دلیل ایجاد جاذبه های کاذب، خود جامعه هدف را برای تحقق اهداف به کار گرفته و از این طریق بر دامنه تحرکات آن افزوده می گردد. در واقع با گذشت زمان، بسیاری از بازیگران و حتی بازیگردانان جنگ نرم به صورت خواسته یا ناخواسته از درون جامعه هدف به استخدام کارگزاران اصلی جنگ نرم در می آیند.
6- جنگ نرم هیجان ساز است.
با نمادسازی ها، اسطوره سازی ها و خلق ارزش های جدید، در جنگ نرم از احساسات جامعه هدف نهایت استفاده انجام می گیرد. مدیریت احساسات یک رکن در مهندسی جنگ نرم به حساب می آید.
در مدیریت احساسات، تلاش می شود از احساسات و عواطف جامعه هدف به عنوان پلی برای نفوذ در افکار و اندیشه ها برای ایجاد تغییر و دگرگونی در باورها استفاده شود. احساسات و عواطف به دلیل تحریک پذیری، زمینه های خلق بحران را فراهم می سازد.
7- جنگ نرم آسیب محور است.
آسیب های اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و سیاسی، میدان مانور جنگ نرم است. دشمنان در جنگ نرم با شناسایی نقاط آسیب جامعه هدف در حوزه های ذکر شده، فعالیت های خود را سامان داده و با خلق آسیب های جدید، بر دامنه تحرکات خود می افزایند.
8- جنگ نرم چند وجهی است.
پردامنه بودن و برخورداری از وجوه مختلف از دیگر ویژگی های جنگ نرم است. در این جنگ، از تمامی علوم، فنون، شیوه ها و روش های شناخته شده و ارزش های موجود استفاده می گردد.
9- جنگ نرم تضادآفرین است.
جنگ نرم از محیط های آسیب دار در جامعه هدف شروع می شود و با ایجاد گسل های متعدد در بخش های گوناگون جامعه و از طریق متفاوت کردن باورها، ارزش ها و شکل دهی به رفتارهای جدید، اعضای یک جامعه در برابر همه قرار می دهد. تضادهای به وجود آمده از طریق جنگ نرم، همبستگی اجتماعی و وحدت ملی را برهم می زند و زمینه های بروز بحران و درگیری های داخلی را فراهم می سازد. بنابراین تخریب وحدت ملی یکی از پیامدها و ویژگی های جنگ نرم است.
10- جنگ نرم تردید آفرین است.
در جنگ نرم، ایجاد تردید و بدبینی نسبت به بسیاری از مسائل یک اصل و قاعده است. حرکت در این جنگ با خلق تردید و ایجاد ناامیدی و یأس شروع می شود. برای توفیق در این جنگ، با تکیه بر سنت ها و لکن با نوپردازی به صورت ظریف و آرام، در باورها و اعتقادات اساسی تردید ایجاد می شود و به مرور بر دامنه این تردیدها افزوده شده تا در نهایت به ایجاد تغییرات اساسی در باورها و ارزش ها دست یابد.
11- جنگ نرم از ابزار روز استفاده می کند.
در جنگ نرم از پیشرفته ترین تکنیک های روز استفاده می گردد. فضای مجازی و سایبری محیط اصلی جنگ نرم در شرایط کنونی به حساب می آید. این فضا، امکان اغواگری با ایجاد جاذبه های گوناگون و خلق بسترهای لازم برای سوار شدن به امواج احساسات را به خوبی فراهم می سازد.
عناصر افزایش قدرت نرم
در تعریف قدرت نرم به یک سری عناصر توجه میشود که رعایت آنها و رعایت معیارهای این عناصر باعث جاذبهدار شدن و تأثیر قدرت نرم شود. یکی از این عناصر عبارتند از: جاذبهی فرهنگی، که مشتمل بر عقاید، ارزشها و باورهای یک جامعه است و آن همان چیزی است که تعبیر به هویت ملی میشود. در واقع هویت ملی برای یک جامعه به منزلهی روح برای بدن است و همانطور که روح در بدن نباشد، جسم میمیرد؛ اگر مملکتی هویت نداشته باشد بهتدریج خواهد مرد.
هویت دو کارکرد دارد؛ از لحاظ داخلی عامل همبستگی مردم است و از لحاظ بینالمللی نیز عامل شناسایی کشور توسط سایر دولتهاست. هویت ملی یک مسألهی جمعی است که بنیادهای تاریخی، فرهنگی و اعتقادی یک ملت را در بر میگیرد. تکوین هویت ملی یک امر پیچیده و طولانی است و از طریق آموزش از نسلی به نسل دیگر منتقل میشود و حتی میتوانیم بگوییم که رنگها و معماری هم در تشکیل این هویت اثرگذار است. بنابراین هرگونه چالشی در هویت ملی باعث تضعیف و کاهش جاذبههای فرهنگی آن ملت میشود.
دومین عنصر دسترسی به ابعاد قدرت نرم در سطوح ملی و سطوح منطقهای و بینالمللی است. هر کشوری که به کانالهای ارتباطی منطقهای و بینالمللی دسترسی و ارتباط بیشتری داشته باشد، قطعاً از قدرت نرم بالاتری برخوردار است، مثل عضویت در کنوانسیونهای بینالمللی یا عضویت در سازمانهای بینالمللی و ایفای یک نقش مؤثر در این سازمانها.
سومین عنصر، پذیرش جهانی است؛ به این معنا که یک دولت بتواند در الگوها، ارزشها و اولویتهای دیگر ملتها تغییر بهوجود بیاورد. قطعاً چنین کشوری دارای قدرت نرم بسیار بالایی است.
چهارمین عنصر، تأثیرگذاری بر سطوح مختلف نظام بینالمللی است که مثلاً در مورد ایران میتوانیم به تأثیر بر چرخش سیاست امریکایی "خاورمیانهی بزرگ به خاورمیانهی جدید" اشاره کنیم.
جنگ نرم و حدود و مرزهای آن 
دشمن در جنگ نرم تلاش دارد با استفاده از ابزارهای فرهنگی و ارتباطاتی پیشرفته و با شایعه و دروغ پراکنی و استفاده از برخی بهانه ها، میان آحادمردم تردید، بدبینی، و اختلاف ایجاد کند. (رهبر معظم انقلاب)
آموزه های قرآنی به جنگ نرم در حوزه دشمن شناسی و مقابله با دشمن، توجه داشته است. آیات بسیاری به این مسئله از دو زاویه دید مختلف نگریسته است. به این معنا که اگر دشمن برخی از سازوکارهای جنگ روانی را در جنگ نرم به کار می گیرد، جامعه اسلامی نیز در دفاع و مقابله با دشمن می بایست از همه امکانات بهره گیرد و در جنگ نرم، به حکم مقابله به مثل «فمن اعتدی علیکم فاعتدوا علیه بمثل ما اعتدی علیکم و اتقواالله و اعلموا ان الله مع المتقین» عمل نماید. (بقره، آیه 194)
البته در این آیه و آیات دیگر بر این مهم توجه و تاکید شده است که مومنان به حکم تقوای الهی، از هرگونه رفتارهای ضد اخلاقی و عقلانی که هنجارها و ارزش های اساسی بشریت را تضعیف می کند و یا از میان برمی دارد باید پرهیز کنند. بنابراین خطوط قرمزها و محدودیت هایی را برای این مقابله به مثل در همه حوزه ها از جمله جنگ نرم معین کرده است که مومنان نمی توانند از آن مرزها گذر کنند و همانند دشمنان خدا و دین، عمل نمایند؛ به عنوان نمونه قتل و غارت بی گناهان و زنان و کودکان در فرهنگ ضدبشری دشمنان اسلام صورت می گیرد ولی مومنان مجاز نیستند این گونه رفتار کنند.
در جنگ نرم نیز دشمنان به شیوه های زشت و ناپاکی رو می آورند که حریم های انسانی و نیز قداست و کرامت بشری را می شکند و به تهمت و افتراهای ناموسی و همانند آن رو می آورند، در حالی که مومنان براساس آموزه های اسلامی و محوریت تقوای عقلانی و عقلایی و شرعی نمی تواند در جنگ نرم از آن ها بهره گیرند.
شایعه سازی 
روش شایعه سازی و شایعه پراکنی از دیگر روش هایی است که در جنگ نرم به شدت مورد توجه و کاربرد است. این روش حتی در میدان جنگ برای کاهش روحیه سربازان به کار می رود. در جنگ احد دشمنان با شایعه کشته شدن پیامبر (ص) تلاش کردند تا موجب اختلاف و فرار و از هم پاشیدگی ارتش اسلام شوند.
در قرآن گزارش های بسیاری درباره شایعه و نقش آن در تضعیف روحیه و حتی شکست ارتش ها بیان شده که می توان به آیه 38 سوره نساء 06 سوره احزاب و 471 و 571 سوره آل عمران اشاره کرد. در این آیات از نقش تخریبی شایعه و آثار آن در شکست ارتش ها سخن گفته شده و از مومنان خواسته شده تا در دام شایعه سازی دشمن قرار نگرفته و به عنوان عامل دشمن به شایعه پراکنی اقدام نکنند و در حقیقت آب به آسیاب دشمن نریزند.
روش تهدید و تحریم از دیگر روش هایی است که در جنگ نرم بسیار مورد توجه است. یکی از روش هایی که قرآن به مومنان پیشنهاد می دهد، بهره گیری از روش تهدید از طریق ترساندن و ارعاب است. فراهم آوری تمام قدرت های نظامی و غیرنظامی از نظر عده و عده می تواند موجب ترس وهراس دشمن شود و امکان هرگونه واکنش و عکس العمل درستی را از آنان سلب کنند. (انفال آیه 06)

قرآن و ضرورت آمادگی دائمی برای جنگ نرم و سخت
حفاظت از منافع مادی و معنوی فرد و اجتماع در آموزه های دستوری قرآن مورد توجه بوده و بر آن تاکید شده است. از آن میان می توان به آموزه های دستوری قرآن به جنگ های روانی و ترساندن دشمن از هرگونه تحرکات مخرب و ایجاد تنش در جامعه اشاره کرد. بسیاری از آیات قرآن که به شکل انذار وارد شده است نوعی جنگ روانی را مدنظر دارد.
چنان که گفته شد در آیه 06 سوره انفال، قرآن به مسئله جنگ روانی اشاره داشته و می فرماید: ترهبون به عدوالله و عدوکم؛ تا دشمنان خدا و خودتان را بترسانید.
در حقیقت قرآن آمادگی نظامی را که به دو شکل شمار کمی نظامیان آموزش دیده و آماده و تهیه تجهیزات نظامی پیشرفته صورت می گیرد، به عنوان عوامل موثر در حوزه جنگ روانی مورد ارزیابی و تحلیل قرار می دهد و به نقش بازدارنده آن اشاره می کند. روشن است که آمادگی در همه جهات می تواند دشمنان را از تجاوز به مرزهای جغرافیایی و معنوی مسلمانان باز دارد. در آیات قرآن با تاکید بر جنگ روانی این مسئله نمایانده می شود که انسان ها به طور طبیعی گرایش به روحیه تجاوزگری دارند و برای خاموش کردن و از میان بردن بسترهای مناسب آن باید همه امکانات پیشرفته و سلاح های بازدارنده فراهم آید. هدف از تهیه نفرات و تجهیزات آن است که به دشمن هشدار داده شود که هرگونه جنگ و دامن زدن به آن نه تنها برای او منافع اقتصادی و یا معنوی نخواهد داشت بلکه منافع مهم تری از دست خواهد داد.
در حقیقت قرآن بیان می کند که آمادگی نظامی مسلمانان نه برای تهاجم و تجاوز بلکه برای دفاع از منافع امت است به گونه ای که رویارو نشدن دشمنان با چنین مسلمانان آماده ای به نفع دشمنان خواهد بود.
آمادگی نظامی به گونه ای باید باشد که هم دشمنان ظاهر و آشکار از هرگونه تجاوز و جنگی پرهیز کنند و هم دشمنان پنهان و منافقان، هوس حمله و تجاوز به حقوق مسلمانان واقعی و همکاری با دشمنان را نکنند؛زیرا منافقان هرگاه مسلمانان را از نظر دفاعی و آمادگی، ناتوان ببینند هوس همکاری با دشمنان را در سر می پرورانند، ولی آمادگی مسلمانان، منافقان را وا می دارد تا برای منافع زودگذر خود هم شده از همکاری با دشمنان پرهیز کنند.
بنابراین هدف از آمادگی همیشگی، جلوگیری از تجاوز و حمله دشمنان شناخته شده و ناشناخته به حریم امت و جامعه اسلامی است.
مخاطبان جنگ نرم
مخاطبان جنگ های نرم گروه های مختلف جامعه هستند ولی بیش ترین تاثیر را در میان افراد و اقشار جامعه، گروه هایی چون سست ایمان ها، دو چهرگان، خواص مغرور، بیماردلان و مانند ایشان می پذیرند. از این رو خداوند از مومنان می خواهد تا با تقویت توحید خویش، ربوبیت خداوندی را در همه چیز احساس کنند و دلگرم به حضور و قدرت الهی در هر کاری باشند.
تردید در شیوه زندگی و نظام سیاسی، ایجاد بدبینی نسبت به مسئولان، ایجاد اختلاف و تفرقه برای تسلط بر جامعه و منابع آن از جمله اهداف جنگ نرم می باشد. در این روش دشمن به سادگی و آسانی بی آن که حتی هزینه های سنگین نظامی و جانی و مالی را تحمل کند، با بهره گیری از احساسات و عواطف جامعه می کوشد تا مقاصد شوم خود را تحقق بخشد.
اصل هراس انگیزی و بازدارندگی
برای رسیدن به این هدف، قرآن به مسلمانان شیوه های دیگری می آموزد تا به کمک آن جنگ روانی را تشدید کنند و با متزلزل کردن روحیه دشمن، هرگونه تحرک تنش آفرین و خشونت باری را از آنان سلب نماید.
از آن میان می توان به ساخت هرگونه ابزار و ادوات جنگی و غیرجنگی که نقش دفاعی و بازدارندگی را دارند، اشاره کرد. در آیات قرآن به ویژه در آیه 06 سوره انفال به اصول کلی توجه شده و تنها برای بیان نمونه عصری، از برخی از مصادیق نام برده شده است. اصل کلی که قرآن به صورت آموزه ای دستوری به مسلمانان آموزش می دهد، فراهم آوری توان و نیرو است. توان شامل هرگونه ابزار و آلات بازدارنده و یا هجومی و یا دفاعی است. ازاین رو تنها به سلاح اشاره نشده است.
تهیه هر چیزی که قدرت امت و دولت اسلامی را افزایش می دهد امری لازم و ضروری است و باتوجه به شرایط مکانی و زمانی تغییر می کند. ممکن است چیزی در زمانی ابزار جنگی مناسبی باشد ولی در عصر دیگری نه تنها مفید نباشد بلکه زیانبار به قدرت اسلام و مومنان باشد. در زمانه ما رسانه ها به عنوان یکی از ابزارهای جنگی قوی مطرح هستند، بنابراین بر امت است که از این توان نیز برخوردار گردند.
چنان که فراهم آوری نفرات و نیروی انسانی زبده و کارآمد امری است که هرگز نباید آن را دست کم گرفت. در زمانی نیروی زبده کسی است که سوار بر اسب، تیراندازی می کند و در زمانی دیگر کسی است که در پس شبکه جهانی اینترنت و یا حوزه خبری و رسانه ها به جنگ روانی می پردازد. فراهم آوری و آموزش نیروی زبده به معنای آن است که در همه زمینه ها (توان و نیرو) از آمادگی لازم و بازدارنده برخوردار باشیم. در همه این ابزارها و نیروها آن چه مهم و اساسی است اصل هراس انگیزی و ایجاد بازدارندگی است. (نگاه کنید: مجمع البیان، ج 3 ص 211 و نیز جامع البیان مجلد 4 جلد 4 ص 722)
آگاهی از نقاط ضعف و قوت دشمن یا امور دفاعی، جزیی از این آمادگی است که مفسران در بیان این آیه آورده اند. آیات دیگری از قرآن بر این جنبه از آمادگی دفاعی تاکید دارند که از آن میان می توان به آیه49 سوره نساء اشاره کرد؛ زیرا از لوازم مصونیت یافتن از دشمن، شناخت دقیق موقعیت جغرافیایی و توان و قوت و قدرت دشمن است. چنانکه شناخت نقاط ضعف و اختلاف فکری و یا روشی نیزاز ابزارهای مهم است که در ایجاد قوه بازدارندگی نقش مهمی را ایفا می کند.
رزمایش های مختلف در حوزه های موثر و کاربردی، از دیگر ابزارهای جنگ روانی است. افزون بر این که در این رزمایش ها، نیروهای نظامی با توان و امکانات خود به صورت علمی آشنا می شوند و مهارت آنان افزایش می یابد، تاثیر مهمی در روحیه دشمن نیز به جا می گذارد. نمایش قدرت و توان نظامی به معنای ایجاد رعب و هراس در دل دشمن است تا فکر تجاوز را به ذهن خود راه ندهد. برخی از مفسران در بیان شدت عملی که در آیه 321 سوره توبه آمده است گفته اند: مراد از آن ضرورت نمایش قدرت و روحیه جنگاوری سپاهیان اسلام است. (تفسیر نمونه ج 8 ص 791)
بنابراین بر دولت و امت اسلامی است که به روش های جنگ نرم و جنگ روانی آشنا شوند و با به کارگیری شیوه های نوین، هر گونه تحرک را از دشمن سلب کنند. تحقق این هدف جز با آشنایی با ابزارهای عصری ممکن نیست. از این رو گفته شده است که باید فرزند زمان خویش بود و کسی که به زمانه خود آگاه است و ابزارهای آن را می شناسد هرگز دچار تردید نمی شود، در عمل درمانده نخواهد شد.
ابعاد آمادگی نظامی و جنگ روانی
یکی از مهم ترین ابزارهای بازدارنده از هرگونه تجاوز دشمنان، جنگ روانی است که با کم ترین هزینه بیشترین بهره و منافع به دست می آید. آیات قرآنی در همه مواردی که با دشمنان مشرک و منافق و کافر سخن می گوید از حربه جنگ روانی بهره می برد. در آخر این آیات ما با کلمات تند و انذار و هشدارهای سختی مواجه می شویم که روحیه دشمن را خرد می کند. خداوند پس از بیان هر مطلبی که درباره دشمنان اسلام است آنان را به عذاب سخت، بدبختی، بدفرجامی و آتش دوزخ و مانند آن مژده می دهد و بیان می کند که رفتار دشمنان نه تنها برای آنان نفعی نخواهد داشت بلکه موجبات بدبختی آنان را فراهم می آورد. تخطئه و درهم شکستن روحیه آنان، از اهداف این جنگ روانی است.
دشمن پیش از آن که واقعا با عذاب آخرتی مواجه شود، از هجوم بی وقفه آیات کوبنده، نابود و سست می گردد و روحیه تهاجمی و هدفمند خود را از دست می دهد. دشمن در می یابد که به جای آن که منفعتی از حمله به دست آورد، همه چیزش را از دست داده است. توهم و تخیل از دست دادن، وی را به کنجی می کشد و توان حرکت و تهاجم را از او سلب می کند. خرد کردن روحیه دشمن و ایجاد جنگ روانی، اصل راهبردی بسیاری از آیات قرآن است.
|
راههای خروج از فتنه
امام علی(ع) در خطبه 183 نهج البلاغه می فرمایند: «و اعلموا انه من یتق الله یجعل له مخرجا من الفتن و نوراً من الظلم» «آگاه باشید آن کس که تقوای الهی پیشه کند و از خدا بترسد خداوند راهی برای رهایی از فتنه ها به روی او می گشاید و با نور هدایت از تاریکی ها می گریزد.» از این بیان امیرالمؤمنین(ع) این نکته دریافت می شود که هرگاه در جامعه ای روحیه تقوا و پرهیزگاری گسترش یابد، آسیب پذیری آن جامعه در برابر فتنه های احتمالی کاهش خواهد یافت. 2- تقویت بصیرت سیاسی: در فتنه ها عامل اصلی شناخت و درک درست داشتن، بصیرت است. بصیرت چراغی است که همواره روشنگر و نجات بخش انسان از گمراهی هاست و به انسان قدرت می دهد تا با حق محوری راه صواب را از ناصواب تشخیص داده و راه حق را برگزیند. در سایه بصیرت است که حق و باطل، به خوبی آشکار می گردد و انسان از ظواهر اشیاء و حوادث عبور نموده و به درکی فراتر از چهره ظاهری آنها نائل می آید. حضرت علی(ع) در این باره می فرماید: «یا ایها الناس فانی فقأت عین الفتنه و لم یکن لیجتری علیها احد غیری لعلی بصیره من نفسی و یقین من ربی» «من بودم چشم فتنه را کور کردم و کسی جز من جرأت آن را نداشت و این نبود مگر به دلیل بصیرت و یقینی که از پروردگار داشتم.» و در جای دیگر فرمودند: «فقد البصر اهون من فقدالبصیره » به مراتب تحمل فقدان بصر آسان تر از فقدان بصیرت است. از این رو تقویت بصیرت افراد جامعه یکی از راه هایی است که در چارچوب مبارزه ریشه ای با فتنه در جامعه حائز اهمیت است. 3- شناخت مراکز فتنه و افشای اهداف آنها شناسایی طراحان فتنه و افشای اهداف و انگیزه آنان یکی از راهکارهای مقابله با فتنه است. در این راهکار دو هدف نهفته است: نخست آنکه طراحان فتنه و فتنه انگیزان به مردم معرفی می شوند و دیگر آنکه مردم با پی بردن به اهداف شوم آنان به دام فتنه گرفتار نمی شوند. 4- ثبات قدم و پرهیز از احساسات به هنگام پیدایش فتنه: هر گاه زمانه به فتنه گرفتار آمد و جلوه های آن پدیدار گشت نباید دچار احساسات، تزلزل و تردید و بدون مطالعه و بررسی همه جانبه وارد معرکه شد. وقتی فتنه انگیزان تصمیم می گیرند جامعه را دچار سرگردانی و فتنه کنند به باطل خود لباس حق می پوشانند و با ترفندهای مختلف سیمای حق را مورد هجوم قرار می دهند. لذا در چنین زمانی ممکن است مردم فتنه را نشناخته و چه بسا به استقبال آن روندو از آن حمایت کنند. حضرت علی (ع) می فرمایند: «وقتی فتنه فرا می رسد مانند جوانی است که در عنفوان جوانی به سرمی برد» (خطبه 151) کنایه از این که آغاز فتنه همانند دوران جوانی بسیار شاداب، جذاب وپرنشاط است. اما وقتی آتش فتنه خاموش شد و پرده ها کنار رفت «سیمای زشت آن چون آثار باقیمانده برسنگهای سخت زشت و دیرپاست... طولی نمی کشد که پیرو از رهبر و رهبر از پیرو بیزاری می جوید و با بغض و کینه از هم جدا می شوند و به هنگام ملاقات همدیگر را نفرین می کنند.» (خطبه 151) از این رو هنگام فتنه می بایست ثابت قدم بود و براساس احساسات و حدس و گمان موضعگیری نکرد. 5- تکیه براصول و معیارها به جای افراد و شخصیتها: یکی از مهمترین شیوه های مقابله با فتنه در جامعه تکیه مردم بر اصول و معیارهاست. اصول و ارزشها به خودی خود قابل شناخت و آگاهی است و علیرغم پیچیدگی ها و دشواریهای موجود می توان حق و باطل را از طریق خود حق و باطل و معیارهای آن شناخت و آنگاه با تکیه بر معیارهای حق و باطل و محک قرادادن آن به سراغ شناسایی مصادیق و افراد رفت. فرمایش علی (ع) به حارث بن حوط که دو قطبی شدن جامعه برایش سنگین بود قابل تأمل و دقت است که فرمودند: «یا حارث انک نظرت تحتک ولم تنظر فوقک، فحرت انک لم تعرف الحق فتعرف من اتاه ولم تعرف الباطل فتعرف من اتاه» (حکمت 262) «ای حارث تو زیر پای خود را دیدی و بالایت را نمی بینی لذا متحیر و سرگردان شدی، تو حق را نشناختی تا بدانی که اهل حق چه کسانی می باشند؛ و باطل را نیز نشناختی تا باطل گرایان را بدانی.» 6- پرهیز از اختلاف و پراکندگی و فخر و برتری جویی امیرمؤمنان علی(ع) در خطبه5 نهج البلاغه با اشاره به مقابله با امواج فتنه ها از طریق مراجعه به کشتی های نجات که همان اهل بیت(ع) هستند می فرمایند: «و عرجوا عن طریق المنافره و منعوا تیجان المفاخره» «...از راه اختلاف و پراکندگی بپرهیزید و تاج های فخر و برتری جوئی را بر زمین نهید.» 7- رجوع به امام حق و رهبری صالح به هنگام پیدایش فتنه از مهمترین و مؤثرترین راهکارهای خروج از شرائط فتنه و مقابله با آن رجوع به امام حق و رهبری صالح به هنگام پیدایش فتنه هاست. نقشی که امام و رهبری می تواند در نابودی و اضمحلال فتنه ایفا کند بی بدیل است. رهبر ناخدای کشتی جامعه و امت، در دریای متلاطم حوادث و پیشامدهاست. |
لذا مىفرماید: بد بندهاى است، آن کس که در حضور افراد از آنان تعریف و تمجید نموده، امّا پشت سر از ایشان عیب جوئى مىنماید.
برای بیرون رفتن از فتنه چه باید کرد؟
در نهجالبلاغه برای بیرون رفتن از فتنه دو راه مطرح میشود:
1- در خطبه 183، حضرت یکی از ثمرات تقوای واقعی را خروج از فتنه معرفی میکند: «واعلموا انه من یتق الله یجعل له مخرجا من الفتن و نورا من الظلم....» کسیکه تقوای حقیقی داشته باشد، در سیاست، فرهنگ، تحلیل، دفاع و... در مواقع فتنه نجات داده میشود.
مثلا اینکه به خاطر افرادی که آنها را بد میدانیم، هر اقدامی را علیه آنها مجاز نشماریم: «ولا یجْرِمنّکُمْ شنآنُ قوْمٍ علی ألاّ تعْدِلُواْ اعْدِلُواْ هُو أقْربُ لِلتّقْوی واتّقُواْ الله أن الله خبِیرٌ بِما تعْملُون» (مائده، آیه 8) یا اینکه هر سخنی را که شنیدیم، بدون بررسی نقل نکنیم: «قُتِل الْخرّاصُون» (الذاریات، آیه 10) (خراص کسی است که هر چه میشنود بدون بررسی نقل میکند) و.... قرآن کریم صریحا میفرماید علت اینکه عدهای در دوره فتنه پایشان لغزید و ثابتقدم نماندند، این بود که قبلا خود را آماده نکرده و شیطان از همان نقطه ضعفهایشان استفاده و آنها را گمراه کرد: «أن الّذِین تولّوْاْ مِنکُمْ یوْم الْتقی الْجمْعانِ إِنّما اسْتزلّهُمُ الشّیْطانُ بِبعْضِ ما کسبُواْ»
2- اما شش خطبه از خطبههای نهجالبلاغه (خطبههای 2 و 5 و 93 و 121 و 154 و 187)که مشخصا به بحث راهکار خروج از فتنه پرداخته، تاکید میکند بر اینکه اولین کارتان باید یافتن امام حق (گاه تعبیر به اهل بیت میکند) باشد. این، درست نقطه مقابل روش معاویه است.
معاویه اصرار دارد که مسئله ظلمهای واقع شده را به نحو جنجالی مطرح کند و اگر کسی سئوال کند که بهفرض علی ظالم است و باید کنار رود و چه کسی جانشین او میشود، میگوید: «فعلا مسئله اصلی این نیست، مسئله اصلی این است که چرا علی ظالم حکومت کند.»
اما علی میگوید: «اول ببین طرفدار چه کسی هستی و در مجموع تلاش تو، به نفع جریان حق و امام حق تمام میشود یا نه.» اول امام و کسی که میخواهی زیر پرچم او سینه بزنی را پیدا کن، بعد به تبع او، در این جریان اتخاذ موضع کن. حواست باشد که خلاصه باید حکومتی باشد و حاکمی (لابد للناس من امیرٍ، بِرٍّ او فاجر )، اگر مرا کنار بزنی، امام تو کیست که حکومت را به دست خواهد گرفت؟ و آیا واقعا طلحه و زبیر حکومت را به دست میگیرند یا صرفا جاده صافکن معاویه هستند؟
در حکمت 147 نهج البلاغه، حضرت کل مردم را در سه دسته تقسیم میکند: «الناس ثلاثه: عالم ربانی، متعلم فی سبیل النجاه والباقی همج رعاع... یمیلون مع کل ریح....» در مورد کسی که عالم ربانی نیست، سئوال میکنم. اینها اگر نمیخواهند همج رعاع باشند و نمیخواهند حزب باد باشند، باید بگویند چه کسی را بهعنوان عالم ربانی خود قبول دارند؟ قدم اول، پیدا کردن امام حق است که ما به او، ولی فقیه میگوییم. اگر امام حق پیدا شد، شما با اتّباع خود میشوید «متعلم فی سبیل النجاه.» الان سئوال این است که علمای قم روی چه شخصی اجماع دارند؟ افرادی که در اینترنت مرجع تقلید شدهاند را چه کسی قبول دارد؟ اساساً چه کسی اجتهاد آنها را تأیید میکند؟
اگر متمسک نباشیم به ولایت فقیه معین، مثل همج رعاع با هر بادی و هر جوسازی به سمتی خواهیم رفت. هرکس ولایت فقیه را قبول دارد ولی مصداق آن را قبول ندارد، باید در نخستین مرحله و قبل از هرگونه تصمیم سیاسی ( خواه سکوت باشد یا حمایت یا نقد یا حمله) برای خود یک ولی فقیه بیابد. برای همین است که حضرت در خطبه 5 نهجالبلاغه میفرماید: «در دریای طوفانی، تنها به آب نزنید که غرق میشوید. بلکه کشتی نجاتی پیدا کنید و با آن وارد دریا شوید: شقوا امواج الفتن بسفن النجاه.»
3- اگر کسی در این آشفته بازار، باز نتوانست عالم ربانی خود را بیابد، علی علیهالسلام راه دیگری پیش پای او میگذارد: «انکم لن تعرفوا الرشد حتی تعرفوا الذی ترکه.» یعنی اگر نمیدانی علی و طلحه و زبیر که همگی سوابق درخشانی دارند، کدامشان حق است، به سراغ کسانی برو که به باطل بودنشان یقین داری و آنها را شاخص باطل قرار بده و از این راه، حق را پیدا کن.» یعنی اگر میخواهی در مسیر درست قدم برداری، آنهایی که قطعاً در مسیر درست قدم برنمیدارند را بشناس. این همان مفهوم عمیق است که امام راحل میفرمود: «هرگاه دیدید آمریکا و دشمنانی که در دشمنی آنها تردیدی نیست از کسی دفاع کردند، بدانید که او دچار انحراف شده است.» بهقول حضرت امام(ره)، ببینید آمریکا از کدام رفتارتان تعریف و تمجید میکند. او دوست دارد ولی فقیه شما چه کسی باشد.
خلاصه و پایان کلام اینکه قبول داشتن ولایت فقیه به معنای تبعیت کورکورانه از یک شخص نیست. بلکه کاملاً باید «علی البصیره» باشد. باید با بصیرت، خط حق شناسایی شود.
اگر بصیرت نباشد، میشود خوارج؛ یعنی کسانی که به بهانه مشاهده ظلم و به بهانه اسلام، علیه امام حق قیام میکنند. حضرت میفرماید: «خوارج تیرهای خوبی برای شیطان هستند.» ولی درباره معاویه میگوید: «او فتنه کورکننده (فتنه عمیاء) است.» خوارج ظاهرا خوب بودند ولی عامل فتنه قرار گرفتند. بهخاطر مشاهده برخی وقایع که از نظر آنها خطای حاکم بود، ضرورت حاکم و امام (ولایت فقیه) در جامعه را انکار کردند (لا حکم الا لله) و خواستند خیلی خدامحور شوند! اما تیرهای شیطان شدند که با آنها اولیائش را هلاک کند. امروز هم برخی بهخاطر مشاهده برخی مشکلات، اصل حکومت دینی را نفی میکنند.
ابعاد و جنبههای تأثیرات فرهنگی
الف) ترویج فرهنگ مردم سالاری دینی
ب) ترویج فرهنگ استقلال خواهی و استکبار ستیزی
ج) تقویت فرهنگ اصلاح طلبی در جنبش های جدید اجتماعی
د) تقویت فعالیت گری فکری، فرهنگی و اندیشه ای
ه) افزایش تعامل و تبادل فرهنگی
و) بازخیزی اسلام در عرصه های حیات اجتماعی
ز) اعتلای فرهنگ سازی درباره وحدت تمدنی جهان اسلام
ح) احیای نقش جنبش های آزادیبخش
ط) گفتمان سازی سیاسی ـ فرهنگی
ادامه مطلب...
فتنه در معانی چندی به کار رفته است که از جمله آن ها بلایا، شکنجه و آشوب و اخلال در نظر اجتماعی است. قرآن به مسئله فتنه از جهات مختلفی پرداخته است؛ زیرا ارتباط تنگاتنگی با مسئله امنیت و آرامش فردی و اجتماعی شخص و جامعه دارد و می تواند تأثیرات شگرفی در امر فلسفه آفرینش به جا گذارد؛ چون هدف آفرینش، تعالی انسان به تقرب به خداوند است که فتنه می تواند مانع این حرکت کمالی شود.
ادامه مطلب...
سلام یه همه دوستان دهه فجر مبارک











